اسیر

خرید بک لینک

در غم ما روزها بیگاه شد روزها با سوزها همراه شد

اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

من نرفتم دانشگاه استادام اومدناومده بودن عیادت ، خداییش خیلی باحالنیکیشون که خیلی جوون بود از همون بدو ورودش نفرتمو نسبت به خودش برانگیختهمین که اومد تو گفت اِ چرا با این وضعت چادر سر کردی؟تو دلم اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

پروردگارا ، مگذار دامان وجودم به پلیدی های گناه بیالاید

و مگذار که معصیت هارا هر چه هم کوچک باشد کوچک شمارم

و نسبت به ملاهی و مناهی بی پروا باشم.

اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

پروردگارا روا مدار که سر به دنبال هوس بگذارم

و در ظلمات جهل و ضلال از چراغ هدایت به دور افتم

و بیغوله را از شاهراه باز نشناسم.

اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

هر کس …
یا شب میمیرد،
یا روز …
من؛
شبانه روز!

اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود
گاهی دلم برای پاکی های کودکانه ی قلبم میگیرد
گاهی آرزو میکنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شود
تا خسته شود
تا بشکند …

اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

امروز بعد از پنج ماه برگشتی که این جوری سهممو بدی؟

دستت درد نکنه

یعنی لایق همین چکی بودم که بهم زدی

با یه حرف من این جوری به هم ریختی اون وقت انتظار داری مثل شاهزاده ها میومدم استقبالت

قبلا حتی ندیدم صداتم بالا ببری

خیلی عوض شدی ، خیلی

مرده شور منو ببرن

احمقم احمق احمق

اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

اتفاقی چند روز پیش شنیدم که خان داداش به بابا میگفت مرخصی

گرفتی و قراره برگردی

فکر میکنم من نمیدونم

داره ن منو میبرن سفر تا وقتی برمیگردی نباشم

تا دوباره حالم بد نشه

میدونم وقتی برگردی مثل همیشه نوشته هامو میخونی

یه امانتی برات میزارم تو انجمن از آقا امیر بگیر

همون چیزیه که خیلی دوست داری

اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد ،صیاد رفته باشد

اسیر...

ما را در سایت اسیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 16:22

صفحه بندی